شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۴

میرکریمی



این اواخر حتما خبر حضور فیلم "خیلی دور - خیلی نزدیک" میرکریمی را در اسکار به نمایندگی از ایران شنیده اید. میرکریمی اصالتا زنجانی است هر چند به واسطه شغل پدرش خود میرکریمی متولد تهران است. پدرش تا همین سه ماه قبل که در قید حیات بود ساکن زنجان بود و در زنجان هم دفن شد.

میرکریمی قبل از اینکه برای همیشه از زنجان راهی تهران شود کارمند و حقوق بگیر اداره ارشاد زنجان بود و رییس انجمن سینمای جوان. وقتی که راهی تهران شد با شرکت سبزنما فیلم کارش را در عرصه فیلم و فیلم سازی جدی گرفت. "بچه های مدرسه همت " سریالی بود که همه از میرکریمی به یاد داریم. چند کلیپ برای برنامه کودک و چند فیلم کوتاه و مستند "از فوتبال تا فوتبال" که شروعی شد برای ساخت سبک تازه ای از برنامه های ورزشی در ایران از جمله کارهای میرکریمی بود.
او در سینما کارش را با "کودک و سرباز" آغاز کرد که مورد توجه منتقدان قرار گرفت ولی نمی دانم چراتا کنون اکران نشده است. "زیر نور ماه" که اولین فیلم انتقادی جدی به روحانیت بود توسط میرکریمی ساخته شد. با اطمینان می توانم بگویم که اکثر شما نام این فیلم را شنیده اید. "اینجا چراغی روشن است" کار بعدی اش بود و بالاخره "خیلی دور – خیلی نزدیک"... سال گذشته این فیلم جوایز مهم جشنواره فیلم فجر را درو کرد.
فردای روزی که "خیلی دور _ خیلی نزدیک" درخشیده بود در محل کارم (همان محل کار قبلی میرکریمی) به یکی از همکاران قدیمی تر درباره میرکریمی می گفتم. او گفت: "آره یادش به خیر! همین جا پشت میزی که تو نشسته ای می نشست ... " .
نمی دانید تا این جمله را گفت چه حالی شدم. حالا من کجا میرکریمی کجا ولی مطمئن بودم و هستم که اگر میرکریمی به نشستن پشت همان میز اکتفا میکرد حالا "خیلی دور – خیلی نزدیک" ی نبود که برود به اسکار... باید می جنبیدم

**

برنامه جزر و مد شبکه سوم که موقع افطار پخش می شود اگر یک بخش مثبت داشته باشد مناجات سید مهدی شجاعی است و اگر تنها یک نقطه منفی داشته باشد آن نیست مگر وجود مجری پرمدعا یش که نامش را گذاشته اند "فرزاد حسنی"! همین مجری محترم با آب و تاب می گوید حالا برویم مناجات آسید مهدی رو بشنویم (انگار آسید مهدی نوه اوست!) و وقتی مناجات تمام می شود می بینیم همین دوست آ سید مهدی بینوا با دو لپ پر دارد حلیم می لمباند و می گوید "کاش به آ سید مهدی میگفتم دعا را طولانی تر بخواند"! خوب که من جای سید مهدی شجاعی نیستم تا مجبور شوم این توهین را تحمل کنم ... مناجات را طولانی تر کنم که شازده حلیم بیشتری بخورد... حالا بماند ادا و اطوارهای مشمئز کننده جناب مجری که زود هم همه چیز بهش بر می خورد و درباره همه چیز هم خودش را صاحب نظر می داند ...

ارسال یک نظر