دوشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۶

باخت یا برد


فارغ از این که آیا می شد تدبیری اندیشید که رویارویی و چالش هزینه بر سال های اخیر کشور سر موضوع انرژی هسته ای اساسا پیش نیاید، واقعیت هولناک آن است که باخت هر دو طرف این سوتفاهم و ناهمسویی، عواقب ناخوشایندی برای صلح جهانی و منطقه ای دارد.
باخت منتقدان و مخالفان فعالیت های هسته ای ایران، به رهبری آمریکا، باعث گسترش کنترل ناپذیر فعالیت های هسته ای به خصوص در کشورهای توسعه نیافته، و با خطر بیشتر در کشورهای غیردمکراتیک، خواهد شد. همچنین زیر سئوال رفتن بیش از پیش قدرت شورای امنیت که به ناحق یا به حق هم اکنون در دو قطعنامه به طور شفاف علیه ایران موضع گیری کرده، جایگاه فراکشوری این نهاد را در اجرایی کردن مصوباتش که در مقاطع بسیاری به کمک صلح جامعه بشری شتافته با مخاطره ای جدی روبرو خواهد کرد. رشد جریانات بنیادگرا را نیز به این سیاهه می توان افزود.
از دیگر سو باخت ایران در این بازی فوق خطرناک که به درستی یا نادرستی، از روی تدبیر یا از روی بی دقتی، به یک بازی حیثیتی هم تبدیل شده، در درجه اول به جریانات منطقه ای ضد ایرانی و ضد شیعه میدان خواهد داد تا به طرق مختلف، ایرانی و شیعه را در ایران و خارج از ایران تحدید و تهدید کنند و رویکرد ضد ایرانی اعراب به فعلیت برسد. سابقه هشت سال جنگ عراق علیه ایران که طی آن عملا ایران به تنهایی در مقابل لشگری از ملیت های مختلف عرب جنگید، به اضافه پیش زمینه ذهنی منفی اعراب علیه ایرانیان این خطر را پررنگ تر نشان می دهد که در صورت باخت ایران در این بازی، تمام عقده های قبلی، از آن جمله در ماجرای جزایر ایرانی خلیج فارس، اضافه بر عقده قدرت گرفتن شیعیان در عراق، سر ایران و ایرانی خالی شود. باخت ایران نظام سیاسی را برای تسلط بر اوضاع داخلی و بازپروری ابهت به مسدود کردن فضای سیاسی و حتی اجتماعی کشور نیز ناگزیر خواهد کرد. در این بین جریانات مخالف نظام سیاسی و تجزیه طلب بر فعالیت خود خواهند افزود.
اینک باید با دلهره ای وصف ناپذیر منتظر تحولات آینده باشیم تنها با این امید که عقلای هر دو سوی این ناهمسویی، در پی یافتن راهی به سوی انتهای این بازی با نتیجه برد – برد باشند. با نگرانی فزون تر باید اعتراف کرد جنگ های لفظی اخیر اوضاع را بهتر نکرده است.

ارسال یک نظر