یک ماکت خوب
نماز عید فطر در مصلای تهران، ماکتی بود از همه "ایران" امروز، انگار همه حال و روز سیاسی – اجتماعی – اقتصادی ما را جمع کرده بودند توی این مصلا؛ قبل از ظهر دیروز ... /ا
*
گزارشگر تلویزیون از پیرمردی که نماز خوانده بود، پرسید: چه حسی دارید؟ یک کلمه گفت: "بهشت". این طوری است که با یک ماه روزه و یک نماز جماعت، حس می کنیم تکلیف مان را تا نهایت انجام داده ایم و همان که از مصلی پا بیرون می گذاریم حال نوبت خدا و خلایق خداست که بدهی شان را به ما بپردازند و باید درِ بهشت به روی مان باز باشد. یک نوجوان هم به گزارشگر گفت: "از خدا توقع داریم روزه های ما رو قبول کنه"؛ توجه که دارید: "توقع"! /ا
*
مقامات عالی رتبه در صف های نخست بودند، آن سوی نرده، هر چه عقب تر می رفتی دیگر مقام عالی رتبه نمی دیدی؛ یک نمایشگاه تمام از فاصله طبقاتی در اجتماع
*
مصلی پر بود از نمازگزار، لااقل آن گونه که دوربین ها نشان مان دادند؛ این یعنی این که مذهب پررنگ است در ایران؛ هنوز
*
فقط یک تریبون بود با بلندگوهای زیاد؛ همه یا تایید می کردند یا ساکت بودند
*
بعد از قریب بیست سال، هنوز مصلای پایتخت اسلامی ترین کشور دنیا (؟!) تکمیل نشده، فرودگاه مالزی با ظرفیت 25 میلیون مسافر در سال، چهار ساله ساخته شد؛ این نمادی ساده از وضعیت مدیریت و اقتصاد ایران امروز است، کار زیاد شروع می شود؛ پایانش را تصویری در ذهن نیست. و تازه باور می کنیم که همینی هم که ساخته اند درست ومهندسی شده ساخته اند
*
بچه های خردسال هم که نماز نمی خوانند با پدر و مادرهایشان آمده بودند مصلی؛ این به آن معنی که هر کسی می تواند توی هر کاری سرک بکشد؛ حتی قبل از سن تکلیف، حتی برای تفریح
*
هیچ دوربینی روزه خواری های علنی را به تصویر نکشید؛ رذایل قرار است مخفی نگه داشته شود؛ داستان کبکی با سری زیر برف
*
نماز عید فطر در مصلای تهران، ماکتی بود از همه "ایران" امروز ... /ا
*
گزارشگر تلویزیون از پیرمردی که نماز خوانده بود، پرسید: چه حسی دارید؟ یک کلمه گفت: "بهشت". این طوری است که با یک ماه روزه و یک نماز جماعت، حس می کنیم تکلیف مان را تا نهایت انجام داده ایم و همان که از مصلی پا بیرون می گذاریم حال نوبت خدا و خلایق خداست که بدهی شان را به ما بپردازند و باید درِ بهشت به روی مان باز باشد. یک نوجوان هم به گزارشگر گفت: "از خدا توقع داریم روزه های ما رو قبول کنه"؛ توجه که دارید: "توقع"! /ا
*
مقامات عالی رتبه در صف های نخست بودند، آن سوی نرده، هر چه عقب تر می رفتی دیگر مقام عالی رتبه نمی دیدی؛ یک نمایشگاه تمام از فاصله طبقاتی در اجتماع
*
مصلی پر بود از نمازگزار، لااقل آن گونه که دوربین ها نشان مان دادند؛ این یعنی این که مذهب پررنگ است در ایران؛ هنوز
*
فقط یک تریبون بود با بلندگوهای زیاد؛ همه یا تایید می کردند یا ساکت بودند
*
بعد از قریب بیست سال، هنوز مصلای پایتخت اسلامی ترین کشور دنیا (؟!) تکمیل نشده، فرودگاه مالزی با ظرفیت 25 میلیون مسافر در سال، چهار ساله ساخته شد؛ این نمادی ساده از وضعیت مدیریت و اقتصاد ایران امروز است، کار زیاد شروع می شود؛ پایانش را تصویری در ذهن نیست. و تازه باور می کنیم که همینی هم که ساخته اند درست ومهندسی شده ساخته اند
*
بچه های خردسال هم که نماز نمی خوانند با پدر و مادرهایشان آمده بودند مصلی؛ این به آن معنی که هر کسی می تواند توی هر کاری سرک بکشد؛ حتی قبل از سن تکلیف، حتی برای تفریح
*
هیچ دوربینی روزه خواری های علنی را به تصویر نکشید؛ رذایل قرار است مخفی نگه داشته شود؛ داستان کبکی با سری زیر برف
*
نماز عید فطر در مصلای تهران، ماکتی بود از همه "ایران" امروز ... /ا

1 comments:
از زاویه قشنگی موضوع رو نوشته بودی. دستت درد نکنه جالب بود.
ارسال يک نظر