دوشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۷

پارو شدن

خبر ساعت هفت عصر را گوش می کنم؛ صدا و تصویر احمدی نژاد پخش می شود که می گوید: ""تنها" کشوری که می تواند الگوی اقتصادی به جهان عرضه کند، "ایران" است". پلک زدن یادم می رود؛ هیولای خشم روی سرم آوار می شود. غصه بی آنکه بخواهمش، سفت و سخت بغلم می کند. باور می کنم که هنوز به دروغ هایی چنین بزرگ عادت نکرده ام اما این همه داستان نیست... مرتضی آوینی، که روحش شاد باد، یک بار نوشته بود که "در وصف بهشت در قرآن آمده که در آن "حرف بیهوده" نیست و می نمی دانستم حرف بیهوده تا چه حد می تواند عذاب آور است" و بعد از بیهوده هایی نوشته بود که عذاب بود ... غصه هنوز رهایم نکرده؛ به کدامین گناه باید به دروغ شنیدن های بی پایان زجر بکشیم؟
*
تلویزیون، همین دیشب، روستایی در حومه شهریار را نشان می داد که همه شاکی اند از صف های طولانی برای نفت و کپسول گاز؛ زن و مرد؛ پیر و جوان. چقدر دلم به حالشان سوخت. سرما معلوم بود سخت آزارشان می دهد. و تازه؛ خود شهر شهریار از توابع تهران است؛ پایتخت همان کشوری که رییس جمهورش مدعی است "تنها" کشوری است که می تواند برنامه اقتصادی به جهان ارائه کند و حالا در چند قدمی پایتخت، مردم برای نفت و گاز باید ناله کنند و زار بزنند. حیف که با دروغ آقای رییس جمهور، چراغی روشن و اجاقی داغ نمی شود
*
دیروز عصر آقای رییس جمهور یک سره راند تا به مشهدالرضا. امروز میلاد امام رضاست. آن جا هم گفت: "امتناع کنندگان از تبعیت امام معصوم از مسیر کمال بشر، پارو می شوند"! ... کتاب حدیث را ورق می زنم: نخستین امام معصوم گفته که "دروغگویی از اخلاق اسلام نیست ... نشانه ایمان این است که راستگویی را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویی گر چه به سود تو باشد ترجیح دهی" و من به پارو شدنی که احمدی نژاد می گوید ایمان دارم ... و هنوز غصّه رهایم نکرده اما ... /ا

ارسال یک نظر