شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۷

کم هوشی

چه خبر؟ ... خبر؛ خبرهای بد؛ از اقتصاد و از اجتماع. فعلا به زور بی خبر نگه داشتن مردم، عمق فاجعه گل آلود است و نادیدنی! شاید که البته با چالش و هیجان آفرینی های سیاسی و نزاع های مصنوعی و واقعی در معبر "انتخاباتی" که اصولگرایان احمدی نژادی بر کوره "انتصابات" بودن آن می دمند ، بتوان زلزله و طوفان های اجتماعی و اقتصادی را گفت که "ان شاالله گربه است"! مانورهای اخیر نیروی انتظامی و بسیج رویکرد کنترل اغتشاش اجتماعی داشته و اقتصادی که گفته می شد اگر با نفت زیر شصت دلار مواجه شود، می پُکد، حالا به نصف همین شصت دلار نزدیک شده و تازه تو بیا و بشمار سیل طرح های عمرانی کلید خورده نیمه تمام و قول های گره زده به ارز نفتی که همه یعنی سرمایه خاک خورده و انتظارهای بی پایان و یا "دور پایان"! در چنین فضای دلهره انگیزی چه چیز بیشتر از کاتالیزورهای سیاسی، اعم از داخلی و خارجی، از لنگه کفش عراقی گرفته تا اباطیل سیاسی و مشمئز کننده سخنگوی دولت و کیهان و فارس می تواند به مثابه داروی کم هوشی روی ملت اثر کند؟! خدا به خیر کند؛ خدا امید بدهد، خدا قوت دهد که به کم و بی هوشی غره نشویم! /ا
*
بعد از تحریر: ده روز تمام نتوانی دل سیر بنویسی و بعد پنج سالگی وبلاگت هم باشد، خودکار رکس هم که باشی می توانی شش بار وبلاگت را در یک روز، به روز کنی؛ عین خودم؛ عین همین امروز!

ارسال یک نظر