یکشنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۷

پیش از آن که بگویم خداحافظ

دیروز نسخه ای از فیلم کوتاه "پیش از آنکه بگویم خداحافظ"، به کارگردانی محمود غفاری، به دستم رسید. این فیلم جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره امسال فیلم پلیس را از آن خود کرده بود. من قبلا درباره حاشیه مراسم اختتامیه این جشنواره مطلبی نوشته بودم که در پی آن غفاریِ عزیز نسخه ای از فیلمش را برایم فرستاد. دیروز عصر که به خانه رسیدم، به رغم خستگی، خرق عادت کردم و خانوادگی پای تلویزیون نشستیم و فیلم را دیدیم. مهشاد هم فیلم را دید و ظاهرا صحنه های فیلم را هم به خاطر می سپرد طوری که وقتی آخر شب فیلم "دیوار" را می دیدیم، یک شبیه سازیی کرد و در صحنه ای از فیلم که گلشیفته توی کوچه راه می رفت، گفت: "خانمه داره می ره پیش حاج آقا!" /ا
*
بُن مایه فیلم کوتاه "پیش از آن که بگویم خداحافظ" را باید خیلی شبیه بن مایه فیلم بلند "دختری با کفش های کتانی" دانست. در هر دو شاهد سرگردانی و بی پناهی زن ایرانی هستیم؛ این که وقتی زن ایرانی تنهاست استعداد گرگ هایی در لباس میش برای دریدنش به سرعت شکوفا می شود و او ناچار به همان جایی باز می گردد که از آن فراری است اما فقط و فقط یک اتفاق، "پیش از آن که بگویم خداحافظ" را فرسنگ ها جلوتر از "دختری با کفش های کتانی" پرت می کند و این برای یک فیلم کوتاه، یعنی به صرف "کوتاه" بودنش، امتیازی بس بزرگ است! آن اتفاق بزرگ در فیلم اینجاست؛ قهرمان "پیش از آن که بگویم خداحافظ" وقتی از همه جا رانده می شود و نمی تواند هم اخلاق مدار باشد و هم صاحبِ شغل و خانه، به سراغ "حاج آقای روحانی"، نماد دین و مذهب، می آید و او را شماتت می کند که چرا فلان زن را برای شوهرش صیغه کرده و زندگی او را به هم ریخته؟ در این جا نماد دین و مذهب فقط به کار توجیه بر می خیزد؛ فقط توجیه و فقط توصیه به تحمل حقارت. زن زیر بمباران توجیه آرام تر که نمی شود، غصه دار تر هم می شود. دین فقط به کار توجیه درد او آمده؛ دینی که به خاطر او حاضر نشده بود حتی چادرش را بردارد تا که شاید شغلی مناسب به دست آورد ولی حالا همان دین در کار آرام کردنش هیچ ندارد! تدوین خوب فیلم در این سکانس به خوبی حس درماندگی را به بیننده منتقل می کند. بعد صحنه درخشان دیگر فیلم ظاهر می شود؛ وقتی که زن اشک می ریزد و توجیه نماینده دین، دلِ او را آرام نکرده، "حاج آقا" او را به حال خودش "رها" می کند و برمی خیزد برای نماز اول وقت! زن بی خداحافظی می رود برای تحمل حقارت! /ا

ارسال یک نظر