دوشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۷

اعراب و جمهوری اسلامی

همزمان با افزایش قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی، حکام عرب روزهای بدی را سپری را می کنند. این اوضاع را ناکامی سیاست های خاورمیانه ای جورج بوش در عراق و سرزمین های اشغالی تشدید کرده است. سکوت"عجیب" کشورهای عربی در حمایت از حماس در جنگ غزه، به عنوان یک تشکل سنی مذهب عرب ولی در عین حال مورد حمایت قاطع ایران، بیشتر از آنکه ناشی از انتقاد این کشورها از حماس باشد، ناشی از نگرانی آن ها از قدرت فزاینده منطقه ای ایران است (نمونه و نمونه دیگر). اهمیت این نگرانی را باید در کنار نگاه بدبینانه تاریخی اعراب به ایران، از گذشته های دور تا به اکنون، مورد توجه قرار داد. اعراب اینک با نگرانی همزمان هم پرونده هسته ای ایران را تعقیب می کنند و هم تحرکات مذهبی – سیاسی اش را در عراق، لبنان و فلسطین. با این حال این وضعیت به طور مطلق نمی تواند برای جمهوری اسلامی خوشایند باشد. حمایت از جریانات شورشی داخل کشور بر ضد جمهوری اسلامی، سردی رو به تزاید روابط سیاسی، تحقیر، تحدید و تهدید ایرانیان و شیعیان در کشورهای عربی، رشد همگرایی علنی و نهان با کشورهای مخالف سیاست های جمهوری اسلامی و احیانا پشتیبانی های مالی و معنوی از جریانات ضد ایرانی، شدت گرفتن مسابقه تسلیحاتی، نزدیک تر شدن به ایده مماشات با اسراییل برای مهار ایران، ترویج گرایشات ضد ایرانی در جوامع عربی با دستاویز قرار دادن مساله جزایر ایرانی مورد مناقشه و حتی "نام خلیج فارس" و بهره برداری از منابع غنی مالی برای سنگ اندازی در راه توسعه اقتصادی کشور می تواند به عنوان واکنش های طبیعی و خطرناک اعراب علیه جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گیرد. به این ترتیب حتی ایده تقریب مذاهب و اتحاد سنی و شیعه نیز به اغما خواهد رفت. اینک سئوال این است که آیا افزایش قدرت منطقه ای ایران به قیمت تقویت روحیه ضدایرانی اعراب، معامله ای عادلانه و به نفع مردم منطقه است و این که ایران چگونه می تواند شعله خشم و هراس اعراب را فرونشاند؟ البته اگر که واقعا چنین هدفی داشته باشد! /ا

ارسال یک نظر