یکشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۷

نور فراموش شده

سی سال قبل چه کسی فکر می کرد که جشن های انقلاب را با شمردن روستاهای آب و برق دار و سر دانش آموزان و دانشجویان و مادرانی که سر زا از دنیا نمی روند و سدها و ساختمان های ساخته و راه های آسفالته و تلفن های وصل شده گرامی بدارند؛ حالا بگذریم از ناشمردنی ها؛ از شمردن زندانی ها و باتوم ها گرفته تا مسّاحی زندان ها. انقلابی که انفجار نور بود با این اوصاف فوقش باد شدن بادکنک اقتصاد است و مرفه تر شدن تن و جسم خلایق، ولی "نور" از جنس دیگری است! نه که این ها بد است و بیهوده، نه ابدا، حاشا که چنین باشد! اما اگر که ماحصل آن انقلاب با آن همه قربانی و فدایی این باشد لاجرم ژاپن و سوییس و نروژ و دانمارک جلوتر از ما انقلابی ترند و بهشتی تر! پس لطفا آدرس عوضی نگیریم و راه رفته را هم مرور کنیم. یک جای کار گیر است؛ این که همه چیز تبدیل به عدد و رقم و درصد شود اصلا خوب نیست؛ لااقل برای نور. انقلاب سی سال پیش انقلاب تمدن علیه تمدن بود؛ انقلاب برای جلا دادن به روان انسانِ کمال خواهِ گیرافتاده بین دریای اعداد و رقم و ماده. اما حالا چه؟ حالا سهل انگارانه شکوه بازگشت تمدن معدوم را به نظاره نشسته ایم؛ بازگشت عدد و رقم و سد و ساختمان و راه و تلفن و غفلت از "انسان"؛ غفلت از انسان سازی و دیگر هیچ ... /ا

ارسال یک نظر