جمعه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۷

احتمال های یک انتخابات مبهم و مهم

خدا کند اتفاقی برای احمدی نژاد نیفتد

اگر به هر دلیلی اتفاق ناخوشایند فیزیکی برای احمدی نژاد رخ دهد و در این اتفاق، با سند یا بی سند، پای صهیونیسم هم به میان کشیده شود، ضمن این که از او یک قهرمان ساخته میشود، همه مصائبی که سر اقتصاد و وجهه بین المللی ایران توسط او و دولت اصولگرایش آورده شده به فراموشی سپرده می شود و پروژه تداوم حضور اصولگرایان در راس قوه مجریه با احتمال موفقیت بیشتری اجرا می گردد

کروبی خطر بزرگ برای احمدی نژاد بین توده ها

نتایج انتخابات دور قبل نشان داد که کروبی در بین توده ها رای خوبی دارد. احمدی نژاد با اختلاف رای خیلی کمی راهی دور دوم و رقابت با رفسنجانی شد. اگر آن اختلاف رای به وجود نیامده بود(؟)، حالا کروبی رییس جمهور بود. به همان اندازه که جمعیت شهری معتقدند احمدی نژاد با بذل و بخشش های بی حساب در مناطق محروم نظر مردم فقیر را به خود جلب کرده و این یک خطر برای تداوم حضور اوست و تلاش نخبگان و جمعیت شهری را برای کنار گذاشتن احمدی نژاد کم اثر می کند، خود احمدی نژاد بهتر از همه می داند که تورم فزاینده و کاهش قدرت خرید مردم این ترفند او را تا حد زیادی بی اثر کرده. در این قسمتِ کار، کروبی به راحتی می تواند جای احمدی نژاد را بگیرد و همین انگیزه باعث می شود تا کسانی از جنس سرلشگر فیروزآبادی برای متزلزل کردن پایگاه کروبی، به عنوان مسن ترین کاندیدا، مساله سن کاندیداها را مورد توجه خاص قرار دهند! کروبی به موقع و بسیار کوبنده به این اتهام پاسخ داد که موجب عقب نشینی سرلشگر فیروزآبادی شد.

همه ایران یک استان اردبیل

یادمان نرفته که در انتخابات قبل، مردم استان اردبیل کمترین رای را در دور اول به احمدی نژاد دادند صرفا به این دلبل که از سابقه کاری او به عنوان اولین استاندار اردبیل به خوبی خبر داشتند. مردم سایر استانها به این مهم توجه نکردند شاید به این دلیل که فکر نمی کردند احمدی نژاد بالا بیاید. حالا کل ایران می تواند یک استان اردبیل بزرگ باشد و این احتمال خوشایندی برای دکتر احمدی نژاد نیست! /ا

خاتمی اگر بیاید

رابطه مار و پونه عین رابطه اصولگرایان و سید محمد خاتمی است و این بیشتر بر می گردد به این مساله که خاستگاه افکار خاتمی روشنفکرانه و مترقی است و اصولگرایان به محدود کردن قدرت در قالب دمکراسی رضا نمی دهند. واقعیت آن است که اصولگرایان خود را صاحب بلامنازع نظام می دانند و نمی خواهند نامحرمی وارد شود که خیال آن ها را آشفته سازد. خاتمی از جایگاه یک مدیر عالیرتبه اجرایی مباحثی را با موفقیت وارد ادبیات سیاسی اجتماعی کشور کرد که می تواند ریشه یک دمکراسی پایدار باشد؛ چون "جامعه مدنی"، چون "دولت پاسخگو" و البته "قانون گرایی". این ها مفاهیم ریشه ای دمکراسی است که رفته رفته می تواند باعث علنی تر شدن کمبودهای دمکراسی وطنی شود. اگر خاتمی وارد مبارزه انتخاباتی شود قبل از انتخابات ممکن است این اتفاقات رخ بدهد: شدت گرفتن جریان تخریب از طریق تریبون های رسمی و غیر رسمی علیه وی و با کمک بیت المال، آزار و اذیت هواداران و افزایش امکان اتحاد اصولگرایان. در این صورت هواداران خاتمی باید با "جان" و "مال" و "آبرو" وارد میدان شوند و خاتمی هم حرف های نوتری بزند که آن چهل درصدی از مردم که معمولا در انتخابات شرکت نمی کنند به پای صندوق های رای بیایند. بعد از انتخابات هم این اتفاقات رخ میدهد: یا خاتمی می برد یا نمی برد؛ اگر ببرد، حتی نه با رای خیلی بالا، آن چه مهمتر خواهد بود توانایی مدیریت اجرایی او و کارشکنی های قابل انتظار در برابر او نخواهد بود بلکه یک انقلاب بزرگ دمکراسی خواهی مردم خواهد بود در حالی که طی همه دوازده سال اخیر از هیچ فشاری علیه آن مضایقه نشد! خاتمی اگر برای بار دوم رییس جمهور شود خیلی ها دق مرگ خواهند شد که چرب و شیرین قدرت هنوز گرفتارشان کرده. نفع این اتفاق، سرعت گرفتن استقرار دمکراسی خواهد بود اگر که نتیجه انتخابات رد نشود. به همین میزان اگر خاتمی با اختلاف رای بالا ببازد؛ پرونده اصلاح طلبی از جنس خاتمی برای مدتی طولانی به بایگانی سپرده خواهد شد.

ارسال یک نظر