یکشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۷

کُشند قرمز معروف تر می شود


بلای "کشند قرمز"، به ضم "ک"، بعد از پنج ماه که خودش را در برای اولین بار در سواحل هرمزگان نشان داد و هزاران قطعه ماهی را تلف کرد، تازه تازه دارد نظر رسانه های سراسری را به خود جلب می کند. این پدیده مخرب زیست محیطی هنوز مهار نشده و اطمینانی هم نزد افکار عمومی به کارآمد بودن اقدامات دولت در این باره وجود ندارد. دیروز سرمقاله روزنامه اعتماد ملی به این مساله اشاره داشت زیر عنوان: "انتقام طبیعت" و بعد یک گزارش در همین شماره با عنوان "ماهی های جنوب قربانی انتقام خلیج فارس". نویسنده این گزارش، کامران ملک پور، نوشته که: "مشاهدات در عمق آب های قشم نشان می دهد که روی بستر دریا لایه پنج تا شش سانتیمتری ژله ای حاصله از مرگ و میر موجدات ریز شکل گرفته است". در این بین به طور طبیعی ماهی گیران به شدت در مضیقه قرار گرفته اند. امروز صبح رادیو فردا هم در این باره مصاحبه ای با یک کارشناس پخش کرد که می گفت "چاره ای برای از بین بردن این پدیده نیست فقط باید عوارض وخیم آن را به حداقل رساند". هر چند برخی گفته اند با پاشیدن خاک رس می توان این پدیده را مهار کرد که البته این روش هم عوارض خودش را دارد. دیروز در مراسمی حضور داشتم که روحانی مجلس بین دعاهای مرسوم آخر مراسم به این مساله اشاره کرد و از خدا برای رفع مشکل کُشند قرمز کمک خواست.
حس زیاد خوبی درباره آن چه می خواهم در ادامه بنویسم ندارم ولی در قالب "یک حس" آن را نقل می کنم: مصرف بنزین خودروها در بندرعباس به دلیل استفاده فراوان از کولر و وجود مراکز عمده تولیدی و تجاری در بیرون از شهر، زیاد است. سال گذشته که بنزین سهیمه بندی شد، صیادان از فرصت استفاده کردند و سهیمه بنزین قایق های خود را که لیتری صد تومان می خریدند به رانندگانی که ناگزیر از خرید بنزین دست فروشی بودند، لیتری هشتصد تومان می فروختند! شایعات زیادی در همان موقع در بین رانندگان بود که داخل این بنزین ها نوشابه و چیزهای دیگری هم ریخته می شود تا سود بیشتری عاید شود! خیلی از ماشین هایی که بنزین را به این شکل راهی باک های خود کرده بودند، راهی تعمیرگاه ها شدند. جو عصبی بدی بین مردم به وجود آمده بود؛ یک بار دیگر اخلاق و روان مردم قربانی صرفه جویی فرضی از محل دلارهای نفتی شده بود! ... حالا که اوضاع بد ماهیگیران را می بینم و بنزین آزادِ سالم هم تا حد زیادی به قیمت چهارصد تومان در پمپ های بنزین فروخته می شود به یاد مردی می افتم که برای تخفیف با او چانه زدم و وقتی با بداخلاقی، مطلقا کوتاه نیامد پیش خودم گفتم: "خدا بد توری پهن کرده برای فقرایی که حالا بنزین را می توانند به هشت برابر قیمت خرید بفروشند ... " و کشند قرمز شاید که همان چوب خدا باشد برای همه ما! همه مایی که خیلی وقت ها از معصیت خدا، از زیر پا گذاشتن حق و اخلاق و انصاف غرق لذت می شویم

ارسال یک نظر