سه‌شنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۷

سخن با سه تن




آقای خاتمی! حتی در نامه جدایی ات از شور و شعورِ ما، از اخلاق گفتی و "این" اگر تنها و تنها بهانه همچنان دوست داشتنت باشد؛ یک عمر مرا بس است
آقای شریعتمداری! دیشب را آسوده تر از همیشه خوابیدی؛ خاتمی نیست تا توبرایش از بی نظیر بوتو بترسی! آسوده باش ای منتقد نمونه دولت احمدی نژاد؛ اگر قرار بر ویرانی بیشتر کشور است؛ صدرنشینی چون شمایی ما را بس است
آقای میرحسین موسوی! سید محمد به خاطر مردم به نفع شما کنار کشید؛ باید نشان دهی که سید محمد اشتباه نکرده است؛ باید دل ما را به دست آوری! ... گفتمان "اسلام ناب محمدی" که شما در همان ابتدای کار تبلیغاتی تان این همه از آن سخن می گویید، چاره ی گره کار نه در ایران است نه در دنیا که از بمب گذاران بالی اندونزی و فداییان القاعده گرفته تا وهابی های حجاز و شیخ الازهر مصر و مقتدا صدر عراق هم ادعای ناب بودن اسلام شان، ریشه به تیشه اسلام زده و می زند؛ این را از نابسامانی اوضاع اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مسلمانان، از اسلام هراسی روزافزون در دنیای غرق شده در بلایا و از اصرار جانانه همه مدعیان اسلام ناب بر حقانیت یافته های خود حتی به بهای فدا کردن جان انسان های بیگناه و زیر پا گذاشتن سخاوتمندانه اصول نخستین اخلاق اسلامی - انسانی، می گویم. در زمان غیبت امام معصوم، واقعا سرگیجه آور است باور و یک جا جمع کردن همه ادعاهای "ناب"؛ پس شما ما را در وادی حیرانی نخواهید. ما به "تغییر سازنده" دل بسته ایم؛ لطفا ناامیدمان نکنید.

ارسال یک نظر