چهارشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۷

تیز بازی یک خبرنگار جوان

سه اتفاق سال 87 را تبدیل به سالی «بد» برای «زنجان» کرد؛ «رسوایی اخلاقی معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه زنجان»، «داغگذاری بر تن سه کودک تحت پوشش بهزیستی زنجان» و «صدور حواله‌ي بریدن دست و پا کسانی به چاقوی زنجان توسط جناب احمدی‌نژاد» و هجمه‌ي تبعی به این «هنر – صنعت» مظلومِ بومی!
جایگاه «رسانه»در هر سه‌ی این اتفاق‌های نامیمون مهم بود. در اولی فیلم آقای معاون آن‌قدر واضح بود که آقای معاون را ساقط و دانشگاه زنجان و محافل اجتماعی – خبری را شدیدا تکان دهد. امروز همه‌ی افرادی که یک موبایل دوربین‌دار دارند یک رسانه‌ی متحرک‌اند که با چند کلیک می‌توانند یافته‌ها و ضبط کرده‌های خود را در معرض تماشای جهانیان قرار دهند ... در اتفاق سوم اما، قدرت سیاسی جناب احمدی‌نژاد اجازه نداد ضربه‌ی سنگین چنین اظهار فضل بی‌جایی بر وجهه‌ی صنایع دستی زنجان و خود «زنجان»، آن‌چنان که شاید و باید مورد توجه عموم قرار گیرد؛ اگر این ماجرای تلخ را نخبگان و فرهیختگان زنجانی فرو نگذاشته بودند شاید که رییس‌جمهوری قانع می‌شد که عذرخواهی کند. رسانه ها به معنای واقعی مأموریت مهمی در این بین داشتند که البته کوتاه آمدند. در میان مطبوعات استان «بهار‌زنجان» اما به این مساله حساسیت نشان داد؛ دو عکس از احمدی‌نژاد را در صفحه‌ی اول خود چاپ کرد و در زیر آن نوشت:«چاقوی زنجان دست احمدی‌نژاد را برید!» یکی از این دو عکس، مربوط به روز اول حضور احمدی‌نژاد در زنجان بود و نشان می‌داد که هر دو دست احمدی‌نژاد سالم است و دیگری مربوط به روز دوم حضور وی در زنجان بود که نشان می‌داد دست احمدی‌نژاد پانسمان شده ‌است!
در بین این سه رخداد؛ نقش رسانه در دومی مهم‌تر و مؤثرتر بود چه آن که اقدامات رسانه‌ای و افشاگری‌های گسترده‌ی بعد از آن منشأ خیر و برکت برای کودکانی شد که تحت پوشش بهزیستی هستند. با افشاگری رسانه‌ای معلوم شد که چه جریان بی‌مسؤولیتی در ساختار دولتی می‌تواند سرپرستی کودکان معصوم و بی‌پناه را حتی بیخ گوش خودمان بر عهده گرفته باشند! بعد از آن بود که دولت تصمیم گرفت در مراکز نگهداری کودکان دوربین کار بگذارد.
*
افتخار برجسته کردن اثر منفی جریان کودک‌آزاری در بهزیستی بر روان فرزندان این میهن، بی‌تردید نصیب هفته‌نامه‌ی بهار زنجان و مدیرمسؤول آن است که برای نخستین بار خبر آن را منتشر و به رسانه‌های ملی و سراسری کشاند و نه آن چنان که خبرنگار و سرپرست خبرگزاری فارس در زنجان در مصاحبه با مجله‌ی همشهری جوان خواسته که آن را به نام خود سند بزند! بدون تردید این نوع تحریف حقیقت بر می‌گردد به مقوله‌ای به نام «اخلاق حرفه‌ای» که احتمالا در سلامت آن نزد وابستگان «خبرگزاری فارس» خدشه‌ای قابل توجه وارد است! آقای رسولی کاش سابقه‌ی خبرنگاری خود را با چنین رفتاری مخدوش نمی‌کرد، هر چند که این اقدام وی از ارزش کار «بهار زنجان‌» کم نمی‌کند.
*
سال 88، شاید سال نکوتری باشد. «اخلاق» که از «حرفه» منها نشود، نه برای معاون دانشگاه بهانه‌ی رسوایی پیدا می‌شود، نه برای صنایع دستی یک استان بهانه‌های تمسخر، نه برای بهزیستی اتهام کودک‌آزاری و نه برای خبرگزاری فارس؛ اتهام «تیز بازی در آوردن»! /ا

ارسال یک نظر