یکشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۸۸

مطلب وارده و پاسخ من

سلام عزيزم محمد ... نامگذاري امسال را البته بجا، بجا دانسته اي و شكي نيست كه ما ايراني جماعت مثل خيلي موارد ديگه، تو فقره "مصرف" هم برا خودمون يه پا الگوييم. و امّا:
اول این که اين پديده معلول علت هايي است كه بدون از بين بردن آنها، صحبت از چاره معلول، بيهوده گويي است و بس.
به نظرم سه تا از مهمترين آن علت ها، اينهايند كه برايت مينويسم و دوست دارم نظرت را درباره آنها بدانم:
یک - توهم تاريخي خود شايسته پنداري: در طول تاريخ از بس امثال محمود احمدي نژاد برامون زر مفت زدن كه "اي ملت ايران شما صاحب چنين و چنان تمدن برتري بوديد و هستيد، شما چنان بر قله هاي فضل و ادب و كمالات وايساتيد و ... مخلص، اينكه شما هم از جهت مليت هم از جهت مذهب نمره يك هستين و بقيه اقوام و ملتها ريزه خور تمدن و مذهب شمان"، توهم برمون داشته كه بله، آقا ما ملت برگزيده ايم. اين طرف هنر نزد ايرانيان است و بس. اون طرف هم پل صراط دست مولاي ايرانياست. تمدن ايراني برترين تمدن و مذهب ايراني برترين مذهب . بعد از جمهوري اسلامي شاهد پيوند اين دو برتري هم هستيم به مباركي. نشون به اين نشون كه پشت پنجهزار تومني كه بيرون از ايران تو هيچ صرافي محل كاغذ پاره هم بهش نميزارن ، حديث جعلي از پيامبر مذهبمون چاپونديم كه "علم تو ثريا هم كه باشه قوم پارس اونو بدست ميارن"! ... ملتي كه فكر كنه نمره يكه و تو اوجه ديگه حركت بكنه براي چي؟ پرواز بكنه به كجا؟ كار بكنه براي كي؟ مطالعه؟ بابا بي خيال. همه علوم كه نزد ماست. بقيه بيان ما براشون تراوش كنيم. همينه كه ميانگين كار مفيد روزانه ايرانيا شده 29 دقيقه. ميانگين مطالعه شرم آوره گفتنش. حرف رو كشوندم به اينجا كه بگم: مهمترين و با ارزش ترين چيزي كه تو ايران داره بيخودي و بيشتر از همه چيز مصرف ميشه "وقته و زمان". منتها چون كنتور نميندازه و پول بابتش ازمون نميگيرن عين خيالمون نيست. دوست عزيز مطمئن باش ملتي كه وقت و زمان رو اسراف بكنه تو هيچ چيز ديگه اي صرفه جويي نميكنه. حالا ميخواد اسم يه سال رو هم بذارن سال "اصلاح الگوي مصرف"، برا ملتي كه خودش رو تو همه چيز بهترين الگو ميدونه .
دو - نفت : قبول داري اين نفت براي ما شده تف سربالا؟ پول يامفت درآوردن شده كار ما. چه براي دولت چه براي ملت. دولتي كه حتي براي شكستن قيمت سيب زميني و گوجه فرنگي به پول نفت متوسل بشه و صندوق درآمد نفتي رو ليس بزنه، با اينهمه ادعاي نسخه پيچي براي اقتصاد دنيا رو هم داشته باشه در كنار ملتي كه با 29 دقيقه كار مفيد روزانه ماهي چند صد ساعتم اضافه كاري دريافت كنه و با اين حال روز بروز توقعاتش هم بيشتر بشه، وقتي چيزي رو داشته باشن فكر ميكني چقدر ارزشش رو بدونن؟ هر كه او ارزان خرد ارزان دهد.
سه - ملوك : رابطه رفتار ملت با رفتار حكام را سعدي چه خوب و بحق بيان كرده كه: "الناس علي دين ملوك" . تو هم چه خوب از دسته گل جايگاه رهبری شاهد آوردي و اي كاش مصداق سخن شيخ واعظ و جلوه گر ما در دسته گلي و يا مراسم ناهاري خلاصه ميشد. حال آنكه ناس نميداند كه ملوك ما فقط در يك قلم چه مقدار از همان پولهاي يا مفت را به نام بودجه دفاعي خرج چسباندن خود به قدرت ميكنند. حالا هم كه با نفت چهل دلاري كفگير به ته ديگ خورده بر مردم عتاب كه ايها الناس! اين چه وضعه مصرفه؟ عجب!
*
پاسخ من:

سلام دوست عزیز! ... من همه حرف های تو را در بند "یک" و "دو" دربست قبول دارم ولی برای بند "سه" حرف دارم! ... من خودم همواره از ارتباط مستقیم رفتار حاکمان و مردمان نوشته ام و به درستی آن ایمان دارم؛ این که یکی بر دیگری اثر دارد و بیشتر اولی بر دومی. اما این جا توجه ویژه عالیترین مقام نظام به "اصلاح الگوی مصرف" فرصتی کم نظیر برای اصلاح امور است هر چند خود حاکمیت در رفتارش در این باره تناقض داشته باشد. یکی در وبلاگش نوشته بود "چرا اصلاح الگوی مصرف را از حزب الله لبنان و حماس فلسطین و ونزوئلا و جیبوتی شروع نمی کنید؟" به نظر من این نوع برخورد با موضوع به نحو خطرناکی این فرصت پیش آمده را هدر می دهد. قبول دارم که دیوار بی اعتمادی مردم باعث شده که نتوان از "سال اصلاح الگوی مصرف" زواید سیاسی را پیرایش کرد ولی باید کاری کرد که اصلاح الگوی مصرف به طور جدی از همه جا، از نزدیک ترین محل به خودمان، شروع شود. شاید باورت نشود این مساله "اصلاح الگوی مصرف" آن قدر از مدت ها قبل ذهن مرا به خودش مشغول کرده که شاید متهم به خسیس بودن و اسکروچ شدن هم در خانه شده باشم ولی واقعا وضعیت مصرف منابع انرژی توسط تک تک ما نگران کننده است. بارها با مغازه دارها بحث می کنم که چرا این قدر هر چیزی را که به راحتی خریدار می تواند با دستش حمل کند، می کنید توی نایلونی که چند دقیقه بعد تبدیل به زباله شده. اصلا غصه ام می گیرد این همه زباله می بینم. چند وقت قبل قالیباف گفته بود "من در کشورهای اروپایی خجالت می کشم بگویم در برخی مناطق تهران ما روزانه چندین و چند بار زباله های مردم را جمع می کنیم در حالی که در شهرهای آنان هر هفته یک بار زباله ها را از دم در مردم جمع می کنند"! از بس مراکز تفریحی در شهرها کم است تفریح مردم شده ماشین سورای و حرام کردن بنزین در خیابان ها برای تفریح و وقت گذرانی. وضع مهمانی دادن ها را ببین؛ چه ریخت و پاش هایی که نمی شود! باید فکری جدی برای این ها بشود. شاید برخی برگردند و بگویند تو در جزییات گیر کرده ای و البته نکته هم همین جاست؛ این کارهای بزرگ را لزوما باید از جزییات شروع کرد؛ از خانه، از محل کار. حالا این ها را که گفتم تو خیال نکن که می خواهم ثابت کنم من چقدر روشنفکرم! هر کس دیگری چند دقیقه وقت بگذارد، به عمق فاجعه پی می برد ... دوستدارت؛ محمد.

ارسال یک نظر