دوشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۸

درباره ده نمکی، آزادی و تغییر

شاید هیچ کدام از ما خاطره خوشی از ده نمکیِ سال های خاتمی و روزنامه هایی که مدیریتش می کرد و شعارهایی که می داد و زبان تلخی که داشت، نداشته باشیم. چقدر هیجان می دواند در گفتار و عملِ جوانانِ نو رسته ی گروه هایی که کارشان تزریق غیرت سیاسی به رگ فشارشان بود و بعد به هم ریختن برنامه و گردهمایی های سیاسی رقیب! در اردیبهشت سیاه ده سال قبل که یک شبه همه روزنامه های اصلاح طلب را از دم تیغ گذراندند، درِ "جبهه" ده نمکی را هم تخته کردند؛ کاری که بسیاری عقیده داشتند برای خالی نبودن عریضه بود! ده نمکی که همیشه ژست فراجناحی به خود گرفته و چپ و راست را به فحش بسته با ورودش به سینما نشان داد که می خواهد همچنان در عرصه رسانه باقی بماند. فیلم "اخراجی های یک" به اعتراف منتقدان سینمایی، اثری فاقد معیارهای یک فیلم هنری است؛ حداکثر یک فیلم سرگرم کننده با انبوهی از جوک های اس.ام. اسی بود که با استقبال گسترده مردمی هم مواجه شد. اما آن چه این فیلم را از منظر سیاسی و اجتماعی برجسته می کند صحه نهادن کسی چون مسعود ده نمکی بر اصل "تساهل و تسامح و مدارا" بود(+)؛ اصلی که در طی همه سال های فعالیت مطبوعاتی ده نمکی به شدت منفور او و رفقایش بود. از همین رو بود که برخی از مدعیان ارزشمداری چنان بر او خروشیدند که تهدید کردند اگر این فیلم از تلویزیون پخش شود، خودشان را در مقابل صدا و سیما آتش می زنند. یا عده ای تمام تلاش خود را صرف این کردند که خانواده "شهید مجید سوزوکی" را که زندگی او دست مایه فیلم اخراجی های یک بود، علیه او بشورانند. آن رفتار عجیب اش در اختتامیه جشنواره فیلم فجر سال 86، متاسفانه کمکی به او نکرد جز این که نشان داد او باز هم هیجان زده است و انتظار تشویق دارد. حسین پاکدل که مجری برنامه اختتامیه جشنواره بود طعنه آمیز و به درستی از این که ده نمکی عرصه سینما را برای ابراز عقایدش انتخاب کرده، اظهار خوشحالی کرد! اما در جشنواره فیلم فجر 87، مسوولان برگزاری جشنواره اجازه ندادند حتی فیلم دوم ده نمکی، اخراجی های دو، در بخش مسابقه حضور داشته باشد و از لیست پخش در مشهد هم حذف شد. اینک شروع فروش بالای "اخراجی های دو" باعث شده تا یک بار دیگر ده نمکی و فیلم اش، و البته بیشتر سابقه ده نمکی، مورد توجه قرار گیرد. نباید به صرف سابقه ده نمکی او را رد کرد در حالی که ده نمکی آشکارا تغییر کرده و همین بهانه کافیست تا او را به تغییر، تشویق اش کرد. او آزاد است تا جایی که شور و شعورش اجازه می دهد تغییر کند، منتقدان سابقه ده نمکی نه تنها نباید او را از راهی که در آغاز آن است، منصرف کنند بلکه باید همراه او باشند. بحث تحریم فیلم، که قطعا یک شوخی مفقود در زیر اقبال مردمی به فیلم های اوست یا تمسخر و توهین ده نمکی، همان کاریست که جز بر ملال متعصبانی نخواهد افزود که آزادی و تغییر را فقط در چارچوبی که خود می پسندند، قبول دارند. محمدرضا شریفی نیا به خوبی و درستی ده نمکی را به هسته انگور تشبیه کرده بود؛ گفته بود شما می‌توانید خود انگور را بخورید و به هسته‌اش اعتنا نکنید، یا این که آن هسته را بکارید و یک تاکستان ازش بسازید.

ارسال یک نظر