جمعه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۸

آنقدر ساده می شوم

در فیس بوک نوشتم: "از دیروز عصر هوای بندر، زیبا، بارانی است و بهاری"و علیرضا در پاسخ نوشت: "زیر باران / آنقدر ساده می شوم / که خیلی ها به چشمم آشنا می آیند"؛ چقدر خوشم آمد ... از باران و وصف باران سیر نمی شوم. حسودی ام می شود به همه آنانی که آسمان شان، باران را بر زمین شان ارزان تر می بخشد
*
بابای یسنا نوشته که "اين علاقه دخترانه به روسري از آن زيباييهاي نا اميد كننده است!" ... من هم دقیقا حس مشترکی دارم. مهشادِ ما با یسنا هم سن و سال است
*
یک برگ سبزی خوردن معطر، که ندانستم اسمش چیست، از چند روز قبل، که ندانستم از کجا، افتاده کف آسانسور و بوی خوشش آسانسور سواری را لذت بخش تر کرده!
*
ویژه نامه های نورزوی همشهری و اعتماد ملی مالامال از خواندنی اند. از دستشان ندهید؛ در حد کتاب و مرجع اند حتی شاید

ارسال یک نظر