یکشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۸

تغيير ... تغيير ... تغيير

سياورشن عزيز به يك بازي وبلاگي دعوتم كرده؛ "از سه وبلاگ‌نویس دعوت می‌کنم آنها هم از تغییر و تحولات چند ساله اخیر و برنامه‌های پیش روی‌شان بنویسند و در پایان سه وبلاگ‌نویس دیگر را به این بازی دعوت کنند" ... با وجود اين كه ذاتا آدم محافظه كاري هستم ولي انگاري يك تدبير و سرنوشتي برايم رقم خورده كه بزرگ ترين تغييرات در زندگي من رخ مي دهد! اگر بخواهم سه تاي آن ها را اسم ببرم، بي ترديد روآوردن به "فعاليت ژورناليستيِ بي تعارف" از يازده سال پيش به اين سو به رغم آن كه نه تنها منافع مادي برايم نداشت بلكه مطمئنا مرا به مركز بغض و كينه كساني تبديل كرد، سپس جدي گرفتن نوشتن در دنياي مجازي كه حد تغييراتي كه برايم به ارمغان آورد به كلام و قلم نيايد و بالاخره كندن از جايي كه نسل اندر نسل به آن دل سپرده بوديم و آمدن به شهري كه معمولا "دورترين شهر" تصور مي شود، شاخص ترين شان بايد باشد. براي فردايم، اگر قرار بر برنامه اي بنياني باشد، كه هست، بي ترديد آينده مهشاد، جهت نماست! ... و مي خواهم امور ماليه شخصي را ساماني بدهم كه گاهي فكر مي كنم سايه اقتصاد احمدي نژادي بالاي سر آن است! ... به رسم؛ من هم از عليرضا و آورا و اهورا مي خواهم اين نهضت را ادامه دهند

ارسال یک نظر