دوشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۸

از نفت تا سيب زميني


سيب زميني از اولش كه ايران نبود؛ بعدها وارد شد. يكي به شاه قاجار گفت: بگو سيب زميني وارد كنند كه هم قيمت مناسبي دارد و هم نمي گذارد مردم از گشنگي بميرند؛ آن قدر كه نشاسته دارد عين نان! شاه قاجار هم گفت: خب! سيب زميني براي من چه نفعي داره؟ ... دكتر زيباكلام اين مثال را يك بار در كلاس درس اش زد و گفت كه حاكمان رسيدگي به امور مردم را "وظيفه" خود نمي دانستند و اگر هم مي خواستند كاري بكنند بايد نفع شخصي آن ها لحاظ مي شد
*
از سر دادن شعار آوردن نفت سر سفره مردم در چهار سال قبل توسط آقاي رييس جمهور فعلي، تا توزيع بي سر و صداي سيب زميني رايگان بين مردم در آستانه انتخابات توسط ماموران وزارت كشاورزي، كه بالاخره ديروز بعد از ماه ها مجبور شدند بگويند به علت مازاد توليد بوده، راهي طولاني نيست؛ كافيست كسي كه قول مي دهد براي نفت سر سفره، آن قدر زور داشته باشد كه پوزه اقتصاد مملكت را به زمين بمالد آن وقت براي مردم مهم نخواهد بود نفت را بشكه اي مي فروشند و سيب زميني را كيلويي؛ فقط كافيست سفره خالي نماند. شاه قاجار اگر به دنبال رأي بود و منافع مردم سالاري را مي دانست، ديگر سئوال نمي كرد: خب! سيب زميني براي من چه نفعي داره؟

ارسال یک نظر