جمعه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۸

هم قاتل، "شهید" است هم مقتولِ بیگناه

تنِ بی روحِ بیشتر از پنجاه زن و مرد و کودک ایرانی که تا همین چند ساعت قبل یا شوق زیارت در سر داشتند یا در راه بازگشت توی ساک و چمدانشان مهر و جانماز و تسبیح برای در و همسایه و فامیل، حالا گوشه ای از عراق رها مانده. یک بمب گذار انتحاری، وقت ناهار، این فاجعه را رقم زد؛ پنج شنبه؛ سه اردیبهشت. هیچ کدام ما نمی دانیم امشب چه شب هولناک و غم افزایی است برای چشمان منتظری که به در دوخته شده بود تا عزیزانی از زیارت باز آیند. نه! نه! وصف ناکردنی است این غم. حالا هی تلویزیون و رادیوی ما بگوید "این ها شهیدند"؛ مگر داغی به این بزرگی سرد شدنی است به این زودی؟ تازه لابد آن جنایتکار به درک واصل شده هم با سودای شهادت، شیطان را شاد کرده. می بینید اسلام را به کجا کشانده اند؛ هم قاتل، "شهید" است هم مقتولِ بیگناه! این چه بلایی است که بر سر دین پیامبر خاتم آورده اند؟ روزی که عملیات انتحاری را در بوق و کرنا عملیات "استشهادی" نامیدیم باید منتظر چنین روزی می بودیم؛ روزی که این شترِ نجاست خوار، دمِ در خانه خودمان هم زانو بزند. صدای زنگوله منحوس این شتر را امروز همه شنیدیم؛ به تلخی

ارسال یک نظر