دوشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۸

شوربختي اصولگرايي


اين شوربختي اصولگرايي است كه اصولگرايان براي ماندن در راس قوه مجريه و حمايت از رييس جمهور اصولگرا، روي آن چه تاكيد ندارند موفقيت هاي دولت نهم در اداره امور خودِ "مردم ايران" است! اين البته خوشبختي احمدي نژاد هم هست كه وقتي جاي جايِ تنِ اقتصاد و فرهنگ و جامعه و سياست خارجي، زخم خورده بي تدبيري هاي دولت نهم است، وقتي كه نوبت راي "مردم ايران" مي رسد، رضايت عرب هاي بازار قاهره و شام و فقراي ونزوئلا و اكوادور و بوليوي در كنار خشم آمريكا و اروپا از رييس جمهور ما، مي شود برهان صلاحيت احمدي نژاد! اصولگرايان كاش كسي را پيدا مي كردند كه دردهاي ايراني را دوا مي كرد و حالا اسم اش هم مي شد اصولگرا! چقدر غصه دارد تماشاي دستان خالي اصولگرايان كه حالا گمان مي كنند فقط كسي از آنها مي تواند براي چهار سال بعد رييس جمهور باشد كه "همين الان" رييس جمهور باشد؛ با ستادهاي تبليغاتي در استانداري ها و فرمانداري ها و بخشداري ها و ادارات و سازمان ها ... انگار اصولگرايي را آفت زده مگر اين كه اصولگرايِ واقعي، لذت اصولگرا باقي ماندن را به لذت حضور احتمالي يك اصولگرايِ وطن خراب كن در راس قوه مجريه نفروشد؛ چه شوربختي بزرگ تر از اين كه دنيا ديدگان و افراد متيني چون ولايتي و قاليباف و رضايي زير سايه احمدي نژاد ناچارند سر به زير باشند

ارسال یک نظر