شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۸

مهشاد و روزهای پر تفریح




روز چهارشنبه مهشاد را برای اولین بار بردیم تا از نزدیک کشتی ها را ببیند. ناهار را هم رفتیم بوف که مهشاد طرفدار سیب زمینی های سرخ کرده آن است با سس گوجه! روز سیزده به در هم با آش خوشمزه زری و به اتفاق یکی از دوستان زنجانی مقیم بندر رفتیم پارک جنگلی جهاد به اتفاق ادوات بازی مهشاد از جمله سه چرخه؛ گوشه سمت چپ عکس بالا پسر بچه ای، که اسمس اش کیان بود، را می بینید که عین سه چرخه مهشاد را داشت و نیم ساعتی با هم، هم بازی بودند. جمعه هم رفتیم شهربازی ستاره جنوب و پارک بادی رسالت شمالی و شام را هم در شعبه جدید پیتزا پرتقال مهمان دوستی بودیم که تازه ماشین خریده بود. این دو سه روزه به گمانم به مهشاد خوش گذشت
*
در پارک جنگلی، در جمع "همسایه سیزده به دری" مان پیرمردی بود که بی تکلف نایلون گرفت دستش و آشغال های آن دور و اطرف را جمع کرد. خیلی از کارش خوشمان آمد. چنین شهروندانی واقعا نعمت اند ... در شهربازی ستاره جنوب کمی تا قسمتی بی ادبی برخی متصدیان دستگاه های بازی حال گیر بود؛ به جای استفاده از زبان، با سر جواب می دهند، موقع حرف زدن آدامس شان را هم می جوند و انگار کلا به زور آوردنشان سر کار. یک کلاس آموزشی یک ساعته فکر نمی کنم در کنار پول کلانی که از ملت می گیرند، هزینه زیادی برای مدیریت شهربازی ستاره جنوب بندرعباس داشته باشد

ارسال یک نظر