دوشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۸

جگرسوزان

اخلاق روزگار خوشی سپری نمی کند و هنگامه رأی و نظر هم که می رسد، اخلاق مُرده تر از دقیقه ای قبل تر هم می شود. در این همهمه چیزی جگر سوزتر از بی اخلاقی مدعیان اخلاق نیست ... نمی خواهم یاد شما را با سخنرانی چند روز قبل صفار هرندی، وزیر ارشاد دولت نهم، در باب فضیلت رعایت موازین اخلاقی در انتخابات ملول کنم که شاید ملول هم نشود چه؛ کیست نداند رابطه مستقیم این وزیرِ بسته به یکی از بی اخلاق ترین جریانات سیاسی – رسانه ای کشور در همه سال های اخیر را ... و ده ها شاهد چنین دیگر ... در همه سال های اخیر، از همان روزهایی که خاتمی فریاد "جامعه مدنی" سر داد، کسی در آن همهمه تقدم و تأخر توسعه سیاسی و اقتصادی و جامعه مدنی، هوشمندانه از غایبی بزرگ در اجتماع و سیاست این دیار سخن راند؛ از "جامعه اخلاقی". لابد به خاطرش دارید؛ دکتر عبدالکریم سروش را ... امروز اما غنچه اخلاق مداری این استاد هم برایم پرپر شد؛ چند روز قبل محمود دولت آبادی، حتی گیریم به خطای تمام، سروش را به خاطر "انقلاب فرهنگی" شماتت کرد. پاسخ دکتر سروش در دفاع از خود و یورش به دولت آبادی چیزی از جوابیه های "کیهان"ی در استهزا و توهین کم نداشت که به زیبایی انتخاب کلمات یک سرو گردن بالاتر هم بود ... حالا جگرتان نمی سوزد؟

ارسال یک نظر