سه‌شنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۸

اشک کرباسچی و طعنه ابطحی؛ دل همه ما پر است و بغض مان سنگین

فیلم تبلیغاتی اول کروبی امشب از شبکه یک پخش شد. هیچ جای این فیلم به اندازه جاری قطرات اشک کرباسچی مرا تحت تاثیر قرار نداد. دیدگان شهردار اسبق تهران دو بار اشک آلود شد؛ نخست وقتی خاطره آزار و آویزان کردن مدیران و شهرداران مناطق تهران را پس از سال ها خدمت به یاد همه آورد و بار دیگر وقتی از فقر دوازده میلیون ایرانی سخن راند. کرباسچی در اوج فشار و در دادگاه هم آن قدر بر خود مسلط بود که دستانش را در جیب بگذارد و پاسخ سئوالات قاضی آن روز دادگاهش و وزیر فعلی اطلاعات احمدی نژاد را خونسردانه بدهد؛ هر چند شاید می دانست نقشه شکستن او را به خاطر همراهی در شکستن کمر جناح راست در انتخابات مجلس پنجم و پشتیبانی از خاتمی از ماه ها پیش تر طراحی کرده بودند. طعنه محمدعلی ابطحی اما در این فیلم شیرین بود؛ وقتی از کروبی خواست اگر رییس جمهور شد و هاله نوری هم دور خودش دید؛ به کسی نگوید! ... هم تلخی کلام کرباسچی و همه شیرینی گزنده کلام ابطحی به دل بسیاری لابد نشسته؛ دل همه ما پر است و بغض مان سنگین؛ که چگونه به نام مردم و دین، و به کام قدرتی که تا خرخره غرق در دروغ و ناپاکی است، مال و عرض و جان مردم بازیچه شده.
*
خانم گوینده فیلم تبلیغاتی کروبی که بعد از کلی استدلال در تمجید و معرفی کروبی گفت: "اگر هنوز می گویید چرا باید به کروبی رأی بدهم دارید مرا عصبانی می کنید!"؛ یک عذرخواهی از من طلب کار باشد؛ ناچارم قویا عصبانی اش کنم!

ارسال یک نظر