دوشنبه، تیر ۰۸، ۱۳۸۸

افزایش تنش بین ایران و انگلیس؛ دلیل اصلی چیست؟


به طور آشکار و غیرمترقبه ای روابط ایران و انگلیس طی روزهای اخیر دچار تنش شده است. در یک سوی میدان، دولت انگلیس قرار دارد که بعد از انتخابات همچون بسیاری از کشورهای غربی به روند سرکوب های خشن خیابانی مردم واکنش نشان داده و در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که ابتدا با مختل کردن دریافت امواج ماهواره ای برنامه های تلویزیون فارسی بی.بی.سی، سپس زمینه سازی ناتمام برای تجمع مقابل سفارت انگلیس، آنگاه اظهارات صریح رهبری علیه دولت "خبیث" انگلیس در نماز جمعه، در ادامه اخراج دو دیپلمات بریتانیایی، که البته با پاسخ متقابل لندن مواجه شد، و در نهایت بازداشت هشت کارمند ایرانی سفارت انگلیس در تهران بر این تقابل دامن زده اند. دولت جمهوری اسلامی تا کنون، به هر دلیل موجه یا ناموجهی، افکار عمومی را در جریان جزییات بیشتری از دخالت های مورد ادعای خود درباره نقش منفی لندن در وقایع اخیر خیابان های تهران قرار نداده و اظهارات "خنده دار" وزیر امور خارجه ایران را مبنی بر این که بریتانیا "افراد خاص" را در ماه های اخیر با فلان هواپیماها به تهران گسیل داشته، نمی توان در زمره مستندات "عقل پسند" قرار داد چه آن همه می دانند هنوز مرزهای هوایی و فرودگاه های کشور و جریان صدور روادید در اختیار خودِ دولت جمهوری اسلامی است و چنین داستان سرایی هایی عذر بدتر از گناه است! اگر حتی بخشی از این خشم را ناشی از عادت دیرینه سیاستمداران این دیار به ربط دادن مشکلات داخلی به دشمنان خارجی قلمداد کنیم، باز سئوالی با علامت بزرگ وجود دارد که چرا "لندن" بیشترین سهم ناسزا و خشم دولتمردان ایران را به خود اختصاص داده؟ در بازداشت های سیاسی دو ساله اخیر افرادی که به تلاش برای انقلاب مخملی متهم شدند، از هاله اسفندیاری گرفته تا براداران علایی، این دولت آمریکا بود که مظنون اصلی معرفی می شد. اگر بی بی سی فارسی فقط کمتر از شش ماه است که هر روز هشت ساعت برنامه دارد، تلویزیون فارسی رادیو آمریکا سال هاست برنامه پخش می کند و از چندین ماه قبل نیز بیست و چهار ساعته برنامه دارد و از قضا به جریان سلطنت طلب و برانداز نزدیکی بیشتری نشان می دهد. اگر لندن معترض به سرکوب های خیابانی است، آمریکا و آلمان و فرانسه و فراتر؛ اتحادیه اروپا نیز، علیه سرکوب موضع گیری های صریحی داشته اند. وقتی احمدی نژاد می خواهد موضع گیری اوباما را محکوم کند او را متهم به "بی تجربگی" می کند و این یعنی این که اوباما بخشوده خواهد شد ولی در مورد دولتمردان لندن موضع گیری ها صلب و خشن است. به هر روی تا روزی که مستندات "عقل پسند" دخالت لندن در اتفاقات تهران ارائه نشود، همه حق دارند گمانه زنی کنند؛ از جمله من! و مثلا بگویند: " بدون وجود معنوی "یک دشمن خبیث" کار این ملک روی غلتک نیست و حالا که اوباما با دستانی گشاده از تغییر و دوستی سخن می گوید و توپ را به زمین ایران انداخته، نباید این توپ همچنان در زمین ایران باقی بماند، یک تیم سوم به اسم "استعمار پیر" باید در ذهن مردم ایران به زودی تشکیل و توپ به زمین آن فرستاده شود"!

ارسال یک نظر