شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۸

بدترین نوع استبداد


"آنها كه مى‏خواهند از تو گوش درست كنند و چشم بگيرند و مغزت را بخورند، هر كه باشند جنايت‏كارند. آنچه كه استبداد را شكل مى‏دهد، همين پوك شدن آدم‏ها و از دست رفتن بينات و كتاب و ميزان است. سردسته‏ى تمام اس‏اس‏هاى استضعاف و استبداد و استثمار و استعمار و ... سردسته‏ى تمامى اينها همان پوك كردن و استخفاف است. فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ (سوره زخرف- آيه پنجاه و چهار). فرعون هنگامى كه آدم‏ها را پوك كرد، مى‏تواند آنها را از خودش پر كند و مى‏تواند آنها را به دام بيندازد، چون آدم‏هاى پوك مجبورند كه از تو بپرسند و تو هم مجبورى كه به آنها بگويى و بر آنها فرمان برانى. اين ديگر فرق نمى‏كند كه حاكم يك نفر باشد يا يك جمع. شورايى شدن استبداد را نفى نمى‏كند، چون آدم‏هاى پوك را شورا به كار مى‏كشد. آنجا كه توده همراه بينات و كتاب و ميزان شده باشد، آنجاست كه مى‏تواند حرفش را به نماينده‏اش برساند و مى‏تواند نماينده‏اش را كنترل كند وگرنه نماينده، نماينده نيست، كه قیم است و تصميم گيرنده است. ما پس از هر مرحله از استبداد به فكر شورا افتاديم ولى از آنجا كه زمينه‏ى استبداد را برنچيديم و يا ادامه نداديم، دوباره به استبداد بازگشتيم و حتى بدترين نوع استبداد را گردن نهاديم، چون با رضايت خودمان فرمان پذيرفتيم. تا امروز كه اگر اين زمينه به دست نيايد و هر كس همراه اين بينات و هدف و طرح و عمل نشود، آب‏ها به همان جوى‏ها باز خواهند گشت".

*



کتاب صراط-صفحه22- نوشته علي صفايي حائري

ارسال یک نظر