سه‌شنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۸

چقدر جای خالی


مجبور شدم تقویم را ورق بزنم برای پیدا کردن یادداشتی در صفحات گذشته. چشمم خورد به روزهای قبل از بیست و دو خرداد، حواسم پرید از یاد یادداشتی که در پی اش بودم. فقط چهل و پنج روز گذشته؛ در همه این روزها از زمین ایران به آسمان چقدر ناله رفت؟ چقدر بر زمین اش خون ریخت؟ چقدر چفتِ در سلول زندان هایش باز شده و بسته؟ جای چند جوان در کنار پدر و مادر خالی شد برای همیشه؟ چقدر ضجه؟ چقدر آه سرد؟ چقدر تن کبود و دل تنگ؟ چشم های بی خواب بیشتر بود یا چشم های از خشم و گریه؛ سرخ؟ ... کسی اما شب بی صبح سراغ ندارد
*
کاریکاتور: Kimura Toshiro / Japan

ارسال یک نظر