شنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۸۸

بحران اعتماد


نه که نامه کروبی و ادعای آزار جنسی زندانیان در زندان های جمهوری اسلامی ایران، مهم نباشد و آن را آن چنان که کیهان و صدا و سیما و احمد خاتمی می خواهند، قاطی همه ادعاهایی از این دست کرد؛ نه، این نامه خیلی مهم است و بالاتر از آن، طرح موضوع توسط یکی از مقامات ارشد سابق نظام نیز "مهم و فوق العاده" هست ولی مهم تر از این که آیا چنین اتفاقی رخ داده یا نه، مساله "باور" است؛ اینکه هر چه تقویم بیشتر ورق می خورد، هر چه بر عدد ماه ها و سال ها اضافه می شود، از تعداد کسانی که می توانند با قوت قلبی تمام چنین ادعاهایی را رد کنند، کمتر و کمتر می شود. حتی وقتی رییس قوه قضاییه مملکت می خواهد به این ادعای کروبی جواب دهد، نمی گوید" اصلا چنین اتفاقی نیفتاده"، بلکه می گوید: "در بازداشتگاه هائي كه زير نظر قوه قضائيه قرار دارند چنين رفتارهائي با بازداشت شدگان نشده است". این نشانه هولناکی از عفونتی گسترده در زیر پوست جامعه است. اتفاقات پس از انتخابات اخیر این پوست بیمار را خراشید تا آن عفونت راهی به بیرون پیدا کند. شاید آن چنان که روزی آندره ساخارف به میخاییل گورباچف گفت؛ "راه حل میانه ای برای رفع بحران گسترده بی اعتمادی به حکومت وجود ندارد"، ما نیز باید بپذیریم که اقداماتی از نوع "تعطیلی کهریزک" و "تنبیه مجهول نیروهای مجهول" راه حلی برای مهار بحران بی اعتمادی نیست؛ باید به "ریشه" ای پرداخت که باور به قساوت ددمنشانه در زندان ها را آسان می کند

*

کاریکاتور؛ علی جهانشاهی

ارسال یک نظر