شنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۸

حس مردود آرامش


آیت الله احمد جنتی دیروز در نماز جمعه تهران بدون نام بردن از کسی خواستار دستگیری ام الفساد وقایع بعد از انتخابات شده است. وقتی تا معاون خاتمی و مشاور ارشد کروبی و افراد برجسته احزاب اصلاح طلب تحت "ندامت" و "بازداشت" قرار گرفته اند، می ماند خودِ خاتمی و میرحسین و کروبی که باید دستگیر شوند. جنتی اگر باور داشت با آن سرکوب بی سابقه همه چیز تمام شده، این حرف را نمی زد. باتوم و اشک آور و گلوله و کهریزک و اوین و "زورتراف" (=زور+اعتراف) نتوانسته دل آیت الله و همه کسانی که چون او فکر می کنند، آرام کند. او نمی داند غصه هنرمندانی را بخورد که در بازار پر رونق سرکوب و سانسور نفس بُر شده اند و این روزها ناله های پرسرو صداتری سر داده اند، یا از کسانی چون فرزندان شهید مطهری و بهشتی و حوزه دیده های پرسوادی چون محقق داماد و صانعی دل خونین باشد، یا کابوس راهپیمایی بیست و پنجم خرداد تهران را با صدقه ای تعبیر به خوشی کند؛ از این رو می خواهد به "مرگ" بگیرد تا کسانی شکرانه "تب" کنند و او بیاساید! بازداشت نخست وزیر و رییس جمهور و رییس مجلس سابق فقط به کار شعله ورتر کردن فضای سیاسی کشور می آید؛ این که تا کنون چنین نشده معنای خوبی دارد؛ قحط العقلا نیست لابد. آیت الله اشکی برای ستمدیدگان این دو ماه نیفشانده و آستینی بالا نزده که سنگی از راه مظلوم کنار بزند از این رو با زحمتی تمام نیز در زمره منصِفان قرار نمی گیرد؛ از اینجاست که باید در همین حد متوقف ماند که آیت الله را پرداخته اند برای ترساندن؛ رقیبان را از حبس و حصر، خودی ها را از سستی و رسیدن به حس مردود آرامش

ارسال یک نظر