دوشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۸

تحلیل بیانیه یازدهم میرحسین (2)


میرحسین در بیانیه یازدهم فراتر از انتخابات 22 خرداد رفته و حالا "تقلب های سازمان یافته" در آن را تبدیل کرده به یک "نماد"؛ نماد بی تابی در برابر تنوع جامعه در "سطح کلان تصمیم گیری کشور" و از این جا به بعد معلوم است که خواسته ها در حد ابطال و بررسی انتخابات باقی نماند. حتی تاکید دارد که نباید درباره آن چه می خواهیم خطا کنیم و اصرار دارد که "در نهضت سبزی که آغاز شده، ما امر غیرمتعارف و نابهنگامی را نمی خواهیم".
میرحسین "حفظ جمهوری اسلامی"، "تقویت وحدت ملی"، "احیای هویت اخلاقی نظام"، "بازسازی اعتماد عمومی"، "پذیرش حق حاکمیت مردم" و"شفافیت از طریق اطلاع رسانی مستمر" را خواسته های نهضت سبز می خواند و به این ترتیب ضمن مرزبندی با جریان برانداز، به تغییرات و اصلاحاتی انگشت می گذارد که انجام آن ها را باید یک "انقلاب" در روند اداره امور کشور دانست هر چند که چیزی فراتر از قانون اساسی موجود نیستند!
او به اصول معطل مانده قانون اساسی می پردازد و با ابراز تعجب از رفتار برخی در مقابل تاکید بر اجرای حقوق مردم بر اساس همین قانون، به بحث "آزادی تجمعات"، مصرّح در قانون اساسی، اشاره می کند و می نویسد: "اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سواستفاه از موقعیت خود را پیدا نمی کند". میرحسین اشاره می کند که نباید بر بخش های خاص قانون اساسی که منافع اشخاص و یا گروه های خاص را تامین می کند به صورت اغراق آمیز تاکید شود و بخش های دیگر معطل باقی بماند. او سپس فراتر از قانون اساسی، اشاره ای هم دارد به آرمان های انقلاب که به قول وی اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می کند تا جایی که گویی این ها شعارهای ضدانقلاب بوده اند؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن از آن جمله اند. او در گام بعدی از آرمان های انقلاب هم فراتر می رود از مظلومیت "خودِ اسلام" سخن می گوید و مثال می آورد که "دروغ به مشخصه ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شده" و "زشت ترین بداخلاقی ها نشانه تعهد به دین پیامبر تلقی می گردد"! او سپس یک سئوال مهم را طرح می کند: "چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روز به روز بیشتر می شود؟".
میرحسین قانون اساسی، آرمان های انقلاب و اسلام را مظلوم می داند و وقتی می نویسد که جامعه تقلب زده و دروغ زده میراثی نیست که از "امام" تحویل گرفته شده باشد، معلوم می کند که انگشت اشاره و اتهامش به تصمیم گیری های کلان است که ماهیت جامعه را منقلب کرده به گونه ای که فاصله با زندگی ایمانی روز به روز بیشتر شده است.

*



قسمت اول را اینجا بخوانید

ارسال یک نظر