جمعه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۸

از کهریزک جهان آرا تا کهریزک روح الامینی


خیلی ها معتقدند هر آن چه در این دنیا هست، یک ما به ازای آن دنیایی، یک ما به ازای متافیزیکی دارد ...
*
ما قطعه ای به امانت گرفته شده از آسمان را در کمتر از سی سال تبدیل کردیم به گوشه ای از جهنم. مهر ماه سال 60 هواپیمایی که فرماندهان رشید ایرانی را از جبهه های جنوب به تهران می رساند، در کهریزک سقوط کرد. کهریزک شد "مشهد" فکوری و کلاهدوز و نامجو و فلاحی و جهان آرا؛ همان جهان آرایی که صدام را روزها پشت دروازه های خرمشهر زمین گیر کرد با سلاحی که نداشت و ایمانی که داشت ... تیرماه سال 88، بیست و هشت سال بعد، جانیان لانه کرده در زندان کهریزک آن قدر سر شان گرم کار ماموریت قدرت بود، که بی رحم و با زور، درندگی شان را عین نفس بازدم شان رها کردند در آن قطعه کوچک از خاک ایران بر سر و روی جوانان ایران. مشهد جهان آرا لکه دار شد. ناله ها و ضجه ها مجال آرام از آسمان کهریزک ربود؛ مادرها اشک ریختند و خاک ها بر گورها شد. از قدمگاه فرشتگانی که روح فرماندهان سپاه وطن را بالا بردند، صدای وحشت شیطانی برخاست؛ ما قطعه ای به امانت گرفته شده از آسمان را در کمتر از سی سال تبدیل کردیم به گوشه ای از جهنم. کهریزک سال 60 و کهریزک سال 88 حتما یک ما به ازای آن دنیایی، یک ما به ازای متافیزیکی دارند؛ گوشه ای کوچک از تاریخ و خاک این سرزمین تبدیل شد به نمودار سقوط ما؛ از کهریزک جهان آرا تا کهریزک روح الامینی

ارسال یک نظر