چهارشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۸۸

چرا نیویورک دق نمی کند؟


نیویورک شهر بزرگی است؛ خیلی بزرگ؛ شهر بدون خواب، پایتخت جهان. ساختمان هایش پنجه بر دل آسمان کشیده اند. پر است از تجارت و تکنولوژی و هنر و درس و جنس های ناب. شهر نیست اصلا؛ "جهان شهر" است؛ از هر قومی و قبیله ای کسانی پرشمار دارد. محله "هارلم"اش را کمتر کسی است که نشناسد ... نیویورک اما شهر صبوری هست؛ سالی یک بار دروغگوهای عالم جمع می شوند توی سازمان ملل اش و در حالی که دهانشان بوی خون می دهد و چشمانشان پر است از سایه آتش و دستانشان از فرط فشردن گلوها و بریدن زبان ها رعشه گرفته؛ از آزادی و عدالت داد سخن می دهند و همه تلویزیون ها و رادیوها و ماهواره ها هم مستقیم دروغ هایشان را تکثیر می کنند. نیویورک شهر صبوری است که این همه دروغ را از این همه دروغگوهای پرزور و زر و هاله نور تحمل می کند و دهانش را باز نمی کند که فرو بردشان به قعر قبری در سینه خود. اگر ما آدم ها جای نیویورک بودیم، دق کرده بودیم تا حالا
*
احمدی نژاد نمایندگان اقلیت های دینی را در مجلس، به نیویورک و اجلاس سالانه سازمان ملل برده تا شاید ثابت کند که چقدر کشور آزادی دارد! اگر آیت الله جنتی را با خود می برد، همانی که جواز صلاحیت صادر می کند، صادق تر بود!

ارسال یک نظر