یکشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۸

دفتر یادگاری پدر


یک دفترچه، اندازه دفترچه های مشق، که صفحه اول آن نوشته شده "در تاریخ 2/9/27 شروع شد"، این روزها، گاهی که حواسم از روزمرگی پرت می شود، مونس چشمان و دلم است. دفتر درس مرحوم پدر است در شصت و یک سال پیش که با "کسر چیست؟" شروع می شود. مهم تر از خود دفتر البته نامه هایی است که پدر به یادگار لای این دفتر نگاه داشته. نامه های خوش خط نوشته شده با خودنویس و صدبار خواندنی: "حضور محترم برادر عزیزم آقای کریم آقا معینی مشرّف باد ... فدایت شوم. پس از تقدیم سلام بندگی و تجدید ارادتمندی امیدوارم در کمال صحت و استقامت مزاج بوده باشید چون چندی است از فیض زیارت و صحبت آن وجود محترم بی نصیب بوده و به واسطه دوری و جدایی از ادای سلام حضوری محروم شده ام لذا لازم دانستم بدین وسیله یادی از آن وجود محترم نموده و سلام خودم را به محضر شریف برسانم ...". نامه به امضای کسی است به اسم باقر احدیان؛ دوستی لابد، به تاریخ یازده آذر سال 29؛ پنجاه و نه سال قبل، وقتی پدر نوزده ساله بوده. در فضای روی کاغذ تصور می کنم دست و قلم هایی را که به مِهر، روی کاغذ حرکت کردند و ... حالا نیستند

ارسال یک نظر